هطل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هطل . [ هََ ] (ع اِ) باران سست پیوسته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ اشک . ◄ (مص ) اندک اندک خوی برآوردن تک اسب . (منتهی الارب ). اندک اندک خوی برآوردن اسب از دویدن . (اقرب الموارد). ◄ نرم رفتن ناقه . ◄ پیاپی شدن باران بزرگ متفرق قطره . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ رفتن اشک . (منتهی الارب ). ◄ اشک راندن چشم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
هطل . [ هََ طِ ] (ع ص ) مطر هطل ؛ باران پیوسته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). - سحاب هطل ؛ ابر پیوسته بارنده . (از اقرب الموارد).
هطل . [ هَُ ] (ع ص ) دیمة هطل ؛ باران پیوسته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).