واژه جو

هفت مرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت مرد. [ هََ م َ ] (اِخ ) کنایه ازاصحاب کهف است . (برهان ). ◄ (اِ مرکب ) نیز به معنی آباء علوی یا سبعه ٔ سیاره است : ارچه نیارد برون به ز سنائی دگر گردش این هفت مرد جنبش این چارزن . سنائی . رجوع به هفت مردان شود.

معنی هفت مرد | واژه جو