هم بستر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هَ. بَ تَ) (ص.) یار و رفیق بستر، زن و مرد که با هم در یک بستر بخوابند.مترادفها و واژههای مرتبطمترس، همآغوش، همخوابه، همخوابواژه قبلی: هم بازیواژه بعدی: هم بسته