هم کار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هَ) (ص مر.) ۱- هم شغل. ۲- حریف، رقیب.مترادفها و واژههای مرتبطدستیار، شریک، همپیشه، همحرفه، همدست، همشغل، همقطارواژه قبلی: هم چنینواژه بعدی: هم کاری