همالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همالی . [ هََ ] (حامص ) همال بودن (شدن ). قرین شدن . همطرازی . برابری : فرزند ضیاءالدین کز همت والا خورشید فلک را نپسندد به همالی . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همالی . [ هََ ] (حامص ) همال بودن (شدن ). قرین شدن . همطرازی . برابری : فرزند ضیاءالدین کز همت والا خورشید فلک را نپسندد به همالی . سوزنی .