واژه جو

هماهم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هماهم . [ هََ هَِ ] (ع اِ) هموم و اندوهها. (منتهی الارب ). ج ِ هم ّ. رجوع به هم ّ و هموم شود.

معنی هماهم | واژه جو