همدست
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. دَ) (ص.) شریک، همکار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. دَ) (ص.) شریک، همکار.
فرهنگ طیفی واژهدان
شریک جرم، معاون، همداستان، همفکر یار، رفیق، کمک کننده ستون پنجم، رفیق دزد و شریک قافله، عضو حزب باد هوادار، عضو، سمپات، طرفدار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی