واژه جو

همسر داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

همسر داشتن . [ هََ س َ ت َ ] (مص مرکب ) یکسان شمردن . مانند یکدیگر تصور کردن : بشناس مبدع را ز خالق تا نداری همسرش حیدر همین کرده ست اشارت خلق را بر منبرش . ناصرخسرو. ◄ در تداول امروز، تأهل . زن داشتن .

معنی همسر داشتن | واژه جو