همش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همش . [ هََ ] (ع مص ) نوعی از دوشیدن شیر. ◄ گرد کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ فراهم آوردن . (منتهی الارب ). ◄ گَزیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ سخن بسیار گفتن . ◄ در یکدیگر درآمدن . (منتهی الارب ). ◄ جنبش نمودن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
همش . [ هََ م ِ ] (ع ص ) آنکه به انگشتان کارنیکو زودتر کند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).