همکاری کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
راه آمدن، کار گروهی کردن، کار تیمی کردن، مشارکت کردن، شریک شدن، سهیم شدن پیوستن، شرکت کردن، آمیختن، یاری کردن، عضو شدن، پیمان بستن، اتفاق کردن، همدست شدن، بهکمک آمدن، کمک کردن متحد شدن، آمیختن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
راه آمدن، کار گروهی کردن، کار تیمی کردن، مشارکت کردن، شریک شدن، سهیم شدن پیوستن، شرکت کردن، آمیختن، یاری کردن، عضو شدن، پیمان بستن، اتفاق کردن، همدست شدن، بهکمک آمدن، کمک کردن متحد شدن، آمیختن