هنرمندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هنرمندی . [ هَُ ن َ م َ ] (حامص مرکب ) دارای هنر بودن . چیره دستی . شگفتی در کار یا اشتغال به کارهای هنری چون نقاشی، پیکرسازی، شاعری، خوانندگی، نوازندگی و مانند آن و مهارت در آن هنرها : هنرمندی ز تو نادر نباشد چو ملک شاه باشد اوستادت . مسعودسعد. ◄ دلیری . زورمندی : هنرمندی و رای و پرهیز و دین زبان چرب و جوینده ٔ آفرین . فردوسی . همان با هنرمندی و رای او نبینیم کس نیز همتای او. فردوسی . رجوع به هنرمند شود.