هنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هنگ . [ هََ ] (اِخ ) دهی است از بخش درمیان شهرستان بیرجند. دارای ٤٤ تن سکنه، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله، شلغم و چغندر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
هنگ . [ هَُ ] (اِ) ذخیره . ◄ توشه و قوت . ◄ قدرت و توانایی . (ناظم الاطباء).
هنگ . [ هَِ ] (اِ) زحیر و پیچش شکم . (برهان ). ◄ بختیاری و بهره مندی . ◄ ساعات خجسته و مبارک . ◄ فهم و فراست و هوش . ◄ انغوزه . (ناظم الاطباء). به هندی صمغ درخت اشترغار است . (برهان ).