هو
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(هُ) (اِ.) (عا.) صدا، آواز، فریاد.
(~.) (اِ.) چرک و زرداب زخم.
(هُ وَ) [ ع. ] (ضم.) ۱- ضمیر مفرد مذکر غایب: او، آن. ۲- در نزد عرفا منظور خداوند است.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(هُ) (اِ.) (عا.) صدا، آواز، فریاد.
(~.) (اِ.) چرک و زرداب زخم.
(هُ وَ) [ ع. ] (ضم.) ۱- ضمیر مفرد مذکر غایب: او، آن. ۲- در نزد عرفا منظور خداوند است.