هیجانزده بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بههیجان [در] آمدن، دستخوش هیجان شدن، اعصابش خراب بودن، عصبی بودن، آشفتن، ازترس لرزیدن، دیوانه بودن، عصبانی بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بههیجان [در] آمدن، دستخوش هیجان شدن، اعصابش خراب بودن، عصبی بودن، آشفتن، ازترس لرزیدن، دیوانه بودن، عصبانی بودن