واژه جو

هیذمند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هیذمند. [ م َ ] (اِخ ) هیرمند. (حدود العالم ) : کش شهری است ... بر کران رود هیذمند نهاده . (حدود العالم ). هیرمند. رجوع به هیرمند شود.

معنی هیذمند | واژه جو