وابوسیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وابوسیده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) روگردان شده . بی دماغ گشته .(بهار عجم ) (آنندراج ) (از فرهنگ نظام ) : از بوسه ام دل شاد کن، ز انجام حسنت یاد کن کز بوسه گاهت رُسته خط، وز عشق وابوسیده من . محمدسعید اشرف (از بهار عجم و آنندراج ). و رجوع به وابوسیدن شود.