واحد تبریزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واحد تبریزی . [ ح ِ دِ ت َ ] (اِخ ) از مشاهیر فضلا و عرفای زمان خود بود. و شاه عباس ثانی به وی اظهار اخلاص و ارادت مینمود در کمالات مسلم اهل آن زمانه و در وجد و حال وحید و یگانه بود. رساله ٔ کلید بهشت از اوست . وی در١٠٠٨ هَ . ق . در اصفهان درگذشت . از رباعیات اوست : واحد که به کوی دوست منزل دارد غم نیست اگر غم تو در دل دارد پیوسته به تعمیر به دل مشغول است بیچاره همیشه دست در گل دارد. # واحد که چو آتش ببرت میگردد گر خاک شود خاک درت میگردد گر آب شود روان به سوی تو شود ور باد شود گردسرت میگردد. # ای آنکه برای تست رای همه کس وای آنکه تویی مرا بجای همه کس در پای تو اوفتاده ام دستم گیر کوتاه کن از میانه پای همه کس . (ریاض العارفین ص ٢٣٨).