واژه جو

واحد یموت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

واحد یموت . [ ح ِ ی َ ] (اِ مرکب ) (مرکب از واحد به معنی یک + یموت فعل مضارع از موت ) اصطلاحاً به معنی چوبدستی که سر آن به آهن یا قیر در گرفته شده باشد. شش پر.

معنی واحد یموت | واژه جو