واخورده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ دِ) ۱- (ص مف.) شکست خورده، از رونق افتاده. ۲- مأیوس، دل سرد.مترادفها و واژههای مرتبطحیران، سرگشته، متحیر، هاجوواجدلزده، سرخورده، مایوس، نومیدشکستخورده، مغلوب، ≠ امیدوارواژه قبلی: واخوردنواژه بعدی: واخوردگی