وادنگ آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
وادنگ آوردن . [ دَ وَ دَ ] (مص مرکب ) نکول کردن . واقول آوردن . دبه آوردن . دبه درآوردن . وادنگ درآوردن . وادنگ کردن . (یادداشت مؤلف ). دبه کردن . جر زدن . رجوع به دبه درآوردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
وادنگ آوردن . [ دَ وَ دَ ] (مص مرکب ) نکول کردن . واقول آوردن . دبه آوردن . دبه درآوردن . وادنگ درآوردن . وادنگ کردن . (یادداشت مؤلف ). دبه کردن . جر زدن . رجوع به دبه درآوردن شود.