واژه جو

وادنگ آوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وادنگ آوردن . [ دَ وَ دَ ] (مص مرکب ) نکول کردن . واقول آوردن . دبه آوردن . دبه درآوردن . وادنگ درآوردن . وادنگ کردن . (یادداشت مؤلف ). دبه کردن . جر زدن . رجوع به دبه درآوردن شود.

معنی وادنگ آوردن | واژه جو