وارخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وارخ . [ رَ ] (اِ) تیر. ◄ آرنج . (ناظم الاطباء). این کلمه در این معنی ظاهراً مصحف وارنج باشد. ◄ افعی . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). ◄ چلپاسه . (ناظم الاطباء). ◄ شعاع نور. (اشتینگاس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وارخ . [ رَ ] (اِ) تیر. ◄ آرنج . (ناظم الاطباء). این کلمه در این معنی ظاهراً مصحف وارنج باشد. ◄ افعی . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). ◄ چلپاسه . (ناظم الاطباء). ◄ شعاع نور. (اشتینگاس ).