وارد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- در آینده، داخل شونده. ۲- (عا.) ماهر، چیره دست. ۳- به جا، به مورد.مترادفها و واژههای مرتبطرسیده، واصلپذیرفتهآشنا، آگاه، اهل، باخبر، بلد، کارشناس، متبحر، مسبوق، مطلع، واقفواژه قبلی: وارثواژه بعدی: وارد ساختن