وارد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکارکشته، درون، درآمدن، اندرآمدن، اندر شدنمترادفها و واژههای مرتبطرسیده، واصلپذیرفتهآشنا، آگاه، اهل، باخبر، بلد، کارشناس، متبحر، مسبوق، مطلع، واقفواژه قبلی: وارثواژه بعدی: وارد شد