وارسته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ تِ) (ص مف.) ۱- فروتن، خاضع. ۲- رها شده.مترادفها و واژههای مرتبطآزاد، رسته، رهاپارسا، زاهد، متقیآزاد، آزاده، حر، سبکبار، ≠ وابستهواژه قبلی: وارداتواژه بعدی: وارستگی