وارسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ) (اِمص.) بازرسی، به دقت رسیدگی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ) (اِمص.) بازرسی، به دقت رسیدگی کردن.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
وارسی . [ رَ ] (حامص مرکب ) بازرسی .سرکشی . تفتیش . به معنی سرکشی و بازدید است بر کارهای سپرده به خود یا بر کارهایی که خود به دیگری سپرده .(از فرهنگ ترکتازان ). رسیدگی کردن به چیزی یا به کاری . ممیزی . رسیدگی و دقت و غوررسی . (ناظم الاطباء).