وارسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وارسیدن . [ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) تحقیق . تفتیش . وارسی کردن . رسیدگی کردن . با دقت آگاهی حاصل کردن . (ناظم الاطباء):مثل حارس میزنی وارس . (از یادداشتهای مؤلف ) ◄ دریافتن . (ناظم الاطباء). ◄ بازرسیدن . (ناظم الاطباء). ◄ رسیدن : آه اگر دست دل من به تمنا نرسد یا دل از چنبر عشق تو به من وانرسد. سعدی .