واریز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
واریز کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) منهدم شدن . ریختن قسمتی از بنا در چاه و یا قنات و بنا و نظایر آن . ◄ رسیدگی کردن به حسابها. تفریغ حساب کردن . تسویه حساب کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
واریز کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) منهدم شدن . ریختن قسمتی از بنا در چاه و یا قنات و بنا و نظایر آن . ◄ رسیدگی کردن به حسابها. تفریغ حساب کردن . تسویه حساب کردن .