وارین
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
وارین . (اِ) آرنج . مرفق . (ناظم الاطباء). استخوان وارین، زند. (زمخشری بنقل از یادداشت مؤلف ). رجوع به وارن شود.
وارین . (ص ) به سرعت و جلدی روان . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). در مأخذ دیگری دیده نشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
وارین . (اِ) آرنج . مرفق . (ناظم الاطباء). استخوان وارین، زند. (زمخشری بنقل از یادداشت مؤلف ). رجوع به وارن شود.
وارین . (ص ) به سرعت و جلدی روان . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). در مأخذ دیگری دیده نشد.