وازعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وازعی . [ زِ ] (اِخ ) محمدبن الحسن بن الوازع الجمال الوازعی المروزی مکنی به ابوداود از محدثان است . از ابی عاصم المروزی و جز وی روایت کرده است و محمدبن مخلد الدوری از وی روایت دارد. (لباب الانساب ).
وازعی . [ زِ ] (اِخ ) محمدبن نصربن حمیدبن الوازع البغدادی الوازعی . از عبدالرحمان بن صالح الازدی وجز او حدیث کند. عبدالباقی بن قانع و ابوالقسم الطبرانی و جز آن از وی روایت دارند. (از لباب الانساب ).
وازعی . [ زِ عی ی ] (اِخ ) احمدبن یحیی بن غالی بن کثیرالبلخی المعلم معروف به حمدان از نصربن الاصیغ روایت کند و ابراهیم بن احمد المستملی البلخی از وی روایت دارد. (لباب الانساب ).