وازواز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وازواز. [وازْ ] (ص مرکب، ق مرکب ) بازباز. با فاصله . مجزی . - وازواز راه رفتن ؛ هنگام رفتن پایها را دور از یکدیگر نهادن . گشاد گشاد رفتن .
وازواز. (اِخ ) یاقوت از احمدبن محمد همدانی آرد که آن موضعی است به نهاوند و افسانه ای برای آن ذکر کرده است . رجوع به معجم البلدان ذیل وازواز شود.