واسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س) [ ع. واسطه، برای، به علت ] (حر. اض.) (عا.) برای، بهر، به جهت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س) [ ع. واسطه، برای، به علت ] (حر. اض.) (عا.) برای، بهر، به جهت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واسه . [ س ِ ] (حرف اضافه ) در تداول عوام، برای . بهرِ. (یادداشت مؤلف ). رجوع به سوی شود. کلمه ٔ تعلیل مأخوذ از واسطه ٔ تازی به معنی بسبب و به جهت و برای و بهر. (ناظم الاطباء). رجوع به واسطه شود.
واسه . [ س َ / س ِ ] (اِ) پروانه و جانور پرداری که گرداگرد چراغ پرواز می کند. (ناظم الاطباء). در مآخذ دیگر دیده نشد.