واژه جو

واشنگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

واشنگ . [ ش ِ ن َ / ش ِ ] (ص، اِ)چوبک زن را گویند که پاسبان و مهتر پاسبانان باشد. (برهان ). چوبک زن را گویند و جمعی را در شیراز که شبهای رمضان مردم را برای سحور بیدار کنند. (آنندراج ).

معنی واشنگ | واژه جو