واشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واشه . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قره کهریز بخش سربند شهرستان اراک که در ٢٤ هزارگزی شمال شرقی آستانه و ١٦ هزارگزی راه مالرو عمومی قرار دارد. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر که دارای ٢٥٠ تن سکنه است . از آب قنات و چشمه مشروب میشود. محصول آنجا غلات، بنشن، چغندرقند و انگور است . شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).
واشه . [ ش ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین که در ٣٠ هزارگزی غرب نائین و ١٠ هزارگزی جنوب راه شوسه اردستان به نائین واقع است . ناحیه ای است جلگه ای با ٧٤ تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).
واشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) پرنده ای مانند باز لیکن از باز کوچکتر. (برهان ) (آنندراج ) (ازناظم الاطباء). باشه . باشق . واشق . واشک : پس اندر دوان هفتصد بازدار ابا واشه و چرغ و شاهین کار. فردوسی . و رجوع به باشه و باشق و واشک شود. ◄ تاریکی که فرا میگیرد دشت و بیابان را در حوالی صبح . (ناظم الاطباء). در مأخذ دیگر دیده نشد.