واشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واشی . (پسوند) پسوند مکان چنانکه در اسپی واشی، تنگ واشی، روواشی . (از یادداشت مؤلف ).
واشی . (ع ص ) نعت فاعلی از وشی . (اقرب الموارد). سخن چین . (ناظم الاطباء). نمّام : تا بود صبح واشی و نمام تا بود باد ساعی و غماز. مسعودسعد. ◄ دروغگو. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ بسیارفرزند. (از اقرب الموارد). مرد بسیارفرزند. ◄ ستور بسیاربچه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بافنده . (از اقرب الموارد). بافنده ٔجامه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ سکه زن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ کاونده ٔ کان جهت زر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نگارین کننده ٔ جامه . (ناظم الاطباء). صورت دیگر واشی در عربی واش است و جمع آن واشون و وشاة است .