واصلی تبریزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واصلی تبریزی . [ ص ِ ی ِ ت َ ] (اِخ ) از ابریشم فروشان شهر مذکور بود. درآخر تاجر گشت و در جوانی فوت شد. این مطلع ازوست : مشکلی هست ز سرّ دهنت در دل ما تا نگویی سخنی حل نشود مشکل ما. (تحفه ٔ سامی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واصلی تبریزی . [ ص ِ ی ِ ت َ ] (اِخ ) از ابریشم فروشان شهر مذکور بود. درآخر تاجر گشت و در جوانی فوت شد. این مطلع ازوست : مشکلی هست ز سرّ دهنت در دل ما تا نگویی سخنی حل نشود مشکل ما. (تحفه ٔ سامی ).