واضع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واضع. [ ض ِ ] (اِخ ) روستائی در یمن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مخلافی است در یمن . (معجم البلدان ).
واضع. [ ض ِ ] (ع ص ) نهنده ٔ چیزی در جائی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ سازنده . (ناظم الاطباء). بناکننده . ◄ آفریننده . پیداکننده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : اختر سعدی و عالم ز فروغ تو منیر واضع عقلی و گیتی ز نظیر تو عقیم . سعدی (مجالس ). ◄ شارع و آنکه در میان مردمان وضع قانون می نهد. (ناظم الاطباء). ◄ شتر گیاه ترش چرنده . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). ◄ زن بی خِمار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ زن آبستن شونده در آخر طُهر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ زن زاینده . ◄ حدیث دروغ سازنده . (اقرب الموارد).