وافر بودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وافر بودن . [ ف ِ دَ ] (مص مرکب ) فراوان بودن . بسیار بودن . کثرت . متوافر بودن .
فرهنگ طیفی واژهدان
فراوان بودن، پرجمعیت بودن، پربار بودن، ازآسمان ریختن (باریدن)، مضاف برچیزی بودن، برکت داشتن، میوه دادن اشباع بودن، تکمیل بودن، کامل شدن طغیان کردن، سیل آمدن، جریان داشتن سیرکردن بار داشتن، مضاف برچیزی بودن