واقد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قِ) [ ع. ] (اِفا.) تابناک، مشتمل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قِ) [ ع. ] (اِفا.) تابناک، مشتمل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واقد. [ ق ِ ] (اِخ ) واقدبن عبداﷲبن عبدمناف بن عبدالعزیز الیربوعی التمیمی، از صحابه و قدیم الاسلام است . مردی شجاع و همه جا ملتزم رکاب رسول (ص ) بودو در ١١ هجری در مدینه درگذشت . (الاعلام زرکلی ). و رجوع به تاریخ گزیده ص ٢٤١ و امتاع الاسماع ص ٥٧ شود.