واقعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قِ عِ) [ ع. واقعة ] (اِ.)<BR>۱- حادثه، پیش آمد.<BR>۲- قیامت، رستاخیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قِ عِ) [ ع. واقعه ] (اِ.) ۱- حادثه، پیش آمد. ۲- قیامت، رستاخیز.
مترادف و متضاد واژهدان
اتفاق، پیشامد، حادثه، رویداد، سانحه، سانحه، عارضه، قضیه، ماجرا پیکار، جنگ، رزم، کارزار، نبرد خواب، رویا، نوم فوت، مرگ، موت رستاخیز، قیامت حال، حسبحال، وضع واقعات
فرهنگ طیفی واژهدان
رویداد، رخداد، پیشآمد، اتفاق، قضیه، حادثه، سانحه، فاجعه، عارضه، نمود، تجلی، پدیده، حقیقت، واقعیت، عارض حالت فرصت شرایط ماجرا، اوضاع احتمال وقوع، شانس فلاکت بحران قران (جمع علل) تقرب عمل آگاهانه، فعل معلول تکوین، تکامل پایان مطلب، موضوع
واژگان فارسی سره واژهدان
رویداد، رخداد، پیشامد