وامانده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(د) (ص مف.) خسته، مانده.مترادفها و واژههای مرتبطازپاافتاده، خسته، درمانده، کوفته، لنگ، مستاصلواژه قبلی: واماندنواژه بعدی: واماندگی