واپس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ) (ق.) عقب، دنبال.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ) (ق.) عقب، دنبال.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپس . [ پ َ ] (ق مرکب ) بازپس . و با لفظ افکندن به معنی در پس انداختن چیزی را. (بهار عجم ) (آنندراج ). ◄ عقب و پشت سر. ◄ بعد از آن و پس از آن و از آن پس . ◄ باز و دوباره . ◄ در عوض . ◄ (ص مرکب ) دل واپس ؛ نگران و منتظر و چشم براه . ◄ (اِ) آزار و جفا. (ناظم الاطباء). رجوع به وا شود. ◄ (حرف اضافه ) عقب . پشت سر.
مترادف و متضاد واژهدان
استرداد، اعاده، بازپس، رد، عودت، معاودت بعداز، دنبال