واچیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واچیدن . [ دَ ] (مص مرکب ) به دست برچیدن چیزی را. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چیده ها را برچیدن . چیده ها را جمع کردن . اشیاء منبسط و چیده را جمع کردن . ◄ دانه به منقار چیدن مرغ . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ از هم باز کردن چیزی که با میل چیده و بافته باشند. ◄ چین از روی دور کردن . ◄ ریختن بساط شطرنج . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ جدا کردن دانه . پنبه دانه جدا کردن از پنبه . (ناظم الاطباء):تزبید، تسبیخ، واچیدن پنبه . (تاج المصادر بیهقی ).