واژگون
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص.)<BR>۱- برگشته، سرنگون.<BR>۲- بخت برگشته.<BR>۳- شوم، نامبارک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص.) ۱- برگشته، سرنگون. ۲- بخت برگشته. ۳- شوم، نامبارک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واژگون . (ص ) وارونه . (برهان ) (ناظم الاطباء). برگشته . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سرنگون . معکوس . مقلوب . (ناظم الاطباء). واژگونه . (آنندراج ). وارونه . واژون . واژونه . باشگونه . باشگون . ◄ مجازاً شوم . نامبارک . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : این قصه ٔ عجب شنو از بخت واژگون ما را بکشت یار به انفاس عیسوی . حافظ.
فرهنگ طیفی واژهدان
وارونه، معکوس، سرنگون، آویزان چپکی، برعکس، پشتورو ضد، مغایر، مقابل خوابیده