واژ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واژ. (اِ) به معنی باج است و آن زری باشد که پادشاه زبردست از پادشاه زیردست میگیرد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به باژ شود.
واژ. (ص ) سرنگون . معکوس .(ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). باز. رجوع به باز شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واژ. (اِ) به معنی باج است و آن زری باشد که پادشاه زبردست از پادشاه زیردست میگیرد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به باژ شود.
واژ. (ص ) سرنگون . معکوس .(ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). باز. رجوع به باز شود.