واکاویدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واکاویدن . [ دَ ] (مص مرکب ) جستجو کردن . تفحص نمودن . تفتیش کردن . (ناظم الاطباء). کاوش . جستجو. تفحص . (آنندراج ). بازکاویدن . بحث و فحص کردن . - واکاویدن از ؛ پژوهیدن از. (یادداشت مؤلف ). ◄ در عبارت زیر از المصادر معنی کوشیدن و کشمکش کردن میدهد: المناقرة والنقار؛ با کسی واکاویدن در خصومت .مجادلة؛ با کسی واکاویدن در خصومت . جدال . (زوزنی ).