واگذاردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واگذاردن . [ گ ُ دَ] (مص مرکب ) واگذار کردن . تسلیم کردن . ◄ ترک گفتن . فروگذار کردن : یا فروگذاشت کنم یا واگذارم چیزی را از آنها که بر نفس خود پیمان گرفته ام ... ایمان نیاورده ام به قرآن بزرگ . (تاریخ بیهقی ص ٣١٨). ◄ سپردن . حواله کردن . محول کردن : و کار به خدا واگذارد. (مجالس سعدی ).