وثیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وثیر. [ وَ ] (ع ص، اِ) پاسپرده . وثیرة، مؤنث . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ پارچه ای که در آن جامه پیچند.(ناظم الاطباء). پارچه ای که در آن جامه ها نهند و به وی پوشند. (منتهی الارب ). ◄ جامه ای که بر بالای جامه ها پوشند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ بالشچه مانندی که پیش زین باشد. ◄ بستر نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). - فراش وثیر؛ فراش نرم پاسپرده . (ناظم الاطباء). ◄ پوست جانوران درنده . ◄ مرکبی است که از حریر و دیبا سازند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).