وجاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وجاد. [ وَج ْ جا ] (ع ص ) بسیارخشم . (المنجد). کثیرالغضب .
وجاد. [ وِ ] (ع اِ) ج ِ وجد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). به معنی ایستادنگاه آب . رجوع به وجد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وجاد. [ وَج ْ جا ] (ع ص ) بسیارخشم . (المنجد). کثیرالغضب .
وجاد. [ وِ ] (ع اِ) ج ِ وجد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). به معنی ایستادنگاه آب . رجوع به وجد شود.