واژه جو

وحاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وحاب . [ وُ ] (ع اِ) بیماریی است شتر را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد از صغانی ) (آنندراج ). یک نوع بیماریی است مر شتران را. (ناظم الاطباء).

معنی وحاب | واژه جو