واژه‌جو
معنی وحشی | ناظر و منظور | رسیدن آن گل نودمیده چمن رعنایی و سرو تازه رسیده گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجه چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستی | واژه‌جو